محمد مهدى ملايرى
74
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جعل ( افريدون ) لسلم الرّوم و ما يليهم من الأمم و لطوج التّرك و ما يليها من الأمم و لا يرج العراق و ما يليه من الأمم . » و در اين شعر هم كه به اين مناسبت آورده از عراق به فارس الملك تعبير شده . « 1 » « و لايران جعلنا عنوة - فارس الملك و فزنا بالنعم « 2 » . » و در همين معنى ايران است عراق در روايتى كه ابن قتيبه از اصمعى دربارهء قلمرو عراق از هيت تا مرز چين ذكر كرده و در آن اصفهان را صرّة العراق يعنى گنجينهء عراق خوانده است « 3 » . و به همين معنى است در نوشتهء خوارزمى در مفاتيح العلوم كه گويد : « ايرانيان جيحون را مرز توران يعنى « حد الترك » مىناميدند و مردم خراسان آن را مرز ايران يعنى « حد العراق » مىخواندند « 4 » و نيز به همين معنى است در اين عبارت بلاذرى در روايتى كه وى از مدائنى دربارهء نقل ديوان از فارسى به عربى در زمان حجاج آورده و گويد « و لم يزل ديوان خراج السّواد و سائر العراق بالفارسيّة « 5 » يعنى و همواره ديوان خراج سواد و جاهاى ديگر ايران به فارسى بود . همچنين به همين معنى است در روايتى كه ابن نديم از ابو سهل پسر نوبخت نقل كرده دربارهء حمله اسكندر به ايران و سوزاندن آنچه از علوم و معارف در ديوانها و خزانهها در شهر استخر جمع شده بود به اين عبارت : « از آن پس دانش
--> ( 1 ) . مسعودى دربارهء اينكه چگونه اقليم منسوب به ايرج ، ايرانشهر خوانده شده گويد از كلمهء ايرج جيم حذف شده و به جاى آن نون گذاردهاند ( مروج 1 / 266 ) و در جاى ديگر ( مروج 1 / 279 ) نام پسر فريدون را به جاى ايرج ايران نوشته و بيت « و لايران جعلنا عنوة را به عنوان مثال براى آن آورده و گوئى ايرج را معرب ايران دانسته . گويد « و ايران تسمّيه الفرس ايرج اذا عرّبوا اسمه . ( كلمه عربوا در تصحيح شارل پلّا به عنوان نسخه بدل در حاشيه قرار گرفته و در متن عرفوا چاپ شده ولى صحيح عكس آن به نظر مىرسد . ( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 37 . ( 3 ) . عيون الاخبار ج 1 ، ص 214 . روايت اصمعى چنين است « و عمل العراق هيت الى الصّين و السّند و الهند ثم كذلك الى الرى و خراسان الى الدّيلم و الجبال كلّها و اصبهان صرّة العراق » . ( 4 ) . مفاتيح العلوم ، ص 70 . عبارت خوارزمى چنين است . . . « و كانت الفرس تسمّى صاحب النّهر اعنى جيحون « مرز توران » اى حدّ التّرك . و كان اهل خراسان يسمّونه « مرز ايران » اى حدّ العراق . ( 5 ) . فتوح البلدان ، ص 368 .